نگاهی به مبانی فرهنگی فرش دستباف ایران

نگاهی به مبانی فرهنگی فرش دستباف ایران

 

فرش دستباف با وجود سابقه تاریخی و قدمت کهنی که در سرزمین ما دارد به لحاظ شناخت موضوعی و محتوایی به ویژه با نگاهی علمی، موضوع جدیدی است و اگر توجه کنیم که دانش و اطلاعات ما حتی در مورد جنبه‌های عملی وتجربی تولید فرش، با وجود مهارتی که در آن داریم تا چه حد غیر مدون و غیر قابل استفاده است ( به بی‌توجهی و ناآگاهی از ارزشهای کیفی و هویتی فرش ایران در میان نسل اخیر تولید‌کنندگان نگریسته شود )،آنگاه می‌توان عدم توجه معقول و تبیین شده علمی در مورد ارزشهای اجتماعی و فرهنگی فرش دستباف را امری قطعی و قابل تأسف دانست .

 

  باید اشاره کنم صرف‌نظر از ارزشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی و هنری و فرهنگی که موضوع مورد بحث ماست، ساده انگاری است اگر تصور کنیم که در دنیایی که نظریات و تحلیلهای علمی بر تمام وجوه زندگی انسان از جمله روابط بین تولید و عرضه و تقاضا حاکم است، می‌توانیم کالایی را بدون در نظر گرفتن الزامات توجیه‌کننده کیفیتی آن به بازارهای جهان بفرستیم، به خصوص در مورد کالایی نظیر فرش که در آن نیازهای فرهنگی و هنری جزیی جدا‌نشدنی از مفهومی است که به عنوان کیفیت برای فرش ایران در نظر می‌گیریم .

 

  از آنجا که در سرزمین ما به خاطر ارزش اقتصادی فرش دستباف، نگاه حاکم بر این تولید عملاً نگاهی تجاری و سنتی است ، معنای هویت و فرهنگ و حتی هنر در این کالا جز در لفظ و آن هم گاه با عدم دریافت صحیح از مفهوم هنر و یا فرهنگ در فرش، سخت در ابهام مانده است تا آنجا که حتی برخی تعاریف و دریافتهای نادرست از مفهوم هنر و یا فرهنگ در فرش در مواردی بسیار آسیب‌زا بوده است .

 

  از آنجا که طرح مفهومی بنام فرهنگ با ابعاد گسترده و بی انتهای خویش در ارتباط با فرش دستباف به نوعی ناشناخته و مبهم می‌نماید، شاید بتوان با تعبیر دیگری از جایگاه فرهنگی فرش دستباف و یا به بیان دیگر فرش دستباف در فرهنگ ایران یاد کرد .

 

  در این حال دو هدف را می‌توان مورد بررسی قرار داد :

 

  اوّل آنکه چرا فرش ایران دارای مفهومی فرهنگی و فرا کالایی است ؟

 

  دیگر آنکه توجیه مبانی این فرهنگ چگونه است؟

 

  اوّل – چرا فرش ایران دارای مفهومی فرهنگی فرا کالایی است ؟

 

  - کوتاهترین تعریفی که بتواند مفهوم فرهنگی فرش دستباف را نشان دهد آن است که فرش دستباف ایران پدیده‌ای است که کلیه ارزشهای ناظر بر آن ( اعم از اقتصادی – اشتغال زایی – خود کفایی – ارز آوری و در نهایت اعتبار هنری ) مدیون ویژگی‌هایی است که بر اثر حضور انسان ایرانی با تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی او حاصل می‌شود .

 

  عینی‌ترین مصداق این تعریف را در ارزش بالقوه مادی و معنوی فرشهای تولید‌شده پیشین در ایران ( به اعتبار داشتن اصالت – هویت – کیفیت- صداقت و غیره ) در برابر سقوط شدید ارزش فرشهای امروزین ( به دلیل کاهش کیفیت از دست رفتن هویت نقوش و رنگها – ساختار پر نقص و استفاده از مواد اولیه نامرغوب و نادرستی و کج روی در روند تولید ) به دلیل کم‌رنگ شدن هویت انسانی در تولید می‌توان دید .با تأکید بر این واقعیت که فرش دستباف ایران یکی از کالاهای استثنایی در جهان است که هنر در آن مفهومی مترادف با برخورداری از نوعی ویژگی فولکلوریک، توده‌ای و مردمی دارد و این ویژگیها بی‌هیچ تردیدی متضمن ارزش مادی آن می‌باشد .

 

  اگر چه عرف جامعه در این سرزمین فرش را ارزشی اقتصادی می‌شمارد، اما بیشتر کسانی که به داشتن فرشهای ایرانی در سراسر جهان افتخار می‌کنند، از زیبایی و شکوه بی‌نظیری یاد کرده‌اند که به فرش دستباف ارزشی قابل قیاس با زیباترین هنرهای دنیا را می بخشد .

 

  قالیهای ایرانی حداقل به گواه نقاشیهای بر جامانده از قرن یازدهم میلادی زینت بخش کاخهای بزرگ حکومتی در جهان و مایه فخر و شکوه هنردوستان مغرب زمین بوده است . زیبایی نقوش و رنگهای فرشهای ایرانی نقاشان بزرگی چون ربنس و وان‌دایک و سزان و نسل جدید نقاشانی نظیر مونه – پل کله - موندریان را به تحسین بر‌می‌انگیخته است .

 

  پوپ در مجموعه‌بزرگ شاهکارهای هنر ایران می‌گوید: ( هنر ایرانی در نزد غربیان بیش از هر هنر دیگری با فرش دستباف شناخته می‌شود ) و این سوای جلال و جایگاهی است که در سراسر تاریخ، فرش ایران در میان کالاهای هنری و با ارزش دنیا داشته است .

 

 

 

  دوّم – توجیه مبانی این فرهنگ چگونه است ؟

 

  متأسفانه با وجود ارزشی که فرش دستباف ایران به لحاظ قابلیتهای مختلف برای مردم ایران دارد، هنوز بررسی جامعی در مورد دلایل شکل‌گیری و ارزشهای بالقوه ذاتی آن انجام نشده است .

 

  شاید علت آن است که به نظر می‌رسد فرش دستباف کالای ساده‌ای است که به آسانی ودر هر شرایطی قابل تولید بوده و نیازی به بررسی و برنامه‌ریزیهای خاصی ندارد.

 

  تحولات سالهای اخیر فرش دستباف در داخل ایران که به صورت سقوط کیفی و از دست رفتن بسیاری از مراکز اصیل تولیدکننده فرش و نابودی نقوش و رنگها ودر خارج از ایران به صورت از دست رفتن خریداران( علیرغم برخی نظرات ، بازارها و خریداران جدید فرش رو به گسترش است و رکود تنها متوجه فرش ایران شده است ) و دوستداران فرش ایران دیده می شود حاکی از آن است که در مورد فرش دستباف در ایران تا چه حد تصورات نادرست و یا حداقل عدم شناخت وجود داشته و نسبت به برنامه‌ریزیهای اصولی در مورد آن غفلت شده است . در اینجا بحث کیفیت فنی و مادی مورد نظر، نیست ولی به عنوان مثال می‌توانیم به موضوعی نظیر بحران بازارهای فرش ایران در خارج از دیدگاه هنری اشاره‌ای داشته باشیم .

 

  بر اساس برخی نظریات، بازارها و خریداران جدید، فرشهای جدید طلب می‌کنند، این استدلال به معنای آن است که فرش ایران در کنار سایر تولیدات مشابه نظیر موکتها- کف پوشهای ماشینی و یا بعضاً فرشهای طرحدار باید به خواست مشتریان تغییر فرم دهد .باید در نظر دانست که فرشهائی از نوع موکت و یا فرش ماشینی اصولاً مصارف کوتاه مدت و مادی داشته و زیبائیهای صوری و ظاهری آنها مبتنی بر کاربرد افکار و ابزار پیشرفته امروزین و بدون نیاز به هیچ نوع پیش زمینه فرهنگی و یا هویتی می‌باشد . چنین فرش و یا کف‌پوشی به وسیله هر تولید‌کننده و در هر کشوری قابل تولید بوده وقیاس آن با فرش دستباف ایران - که نوعی کالای فرهنگی است و هویت و ارزش خویش را به طور مستقیم از حضور انسانی با پیشینه تاریخی و اجتماعی خاص می‌گیرد - بی‌معناست . توجه به خواست خریدار اجتناب ناپذیر است اما هر گونه تغییر و دگرگونی در فرش دستباف تابع خط قرمزهایی می‌باشد ، که چشم پوشی از آنها منجر به نابودی فرش ایران خواهد شد.

 

  نتیجه آنکه فرشی که در گذشته به بازارهای دنیا می‌فرستادیم و هنوز نیز در جهان نمونه‌ها‌ی کهنه آن به عنوان فرش دستباف ایرانی شناخته می‌شود دارای هویت و ویژگیهایی بوده است که سایر فرشهای عرضه شده کمتر می‌توانستند وارد عرصه رقابت با آن بشوند . در عین حال باید توجه داشت که فرش ایرانی بدلیل برخورداری از یک فرهنگ تجسمی تکثر یابنده و پویا دارای این قابلیت بوده است که خود را با خواست انسانهای دوره‌های مختلف فرهنگی از نوع دوره صفوی تا دوره قاجار و دوران معاصر تطبیق دهد .

 

  اکنون تا حدودی می‌توان بخشی از دلایل سقوط فرش ایران در بازارهای دنیا را دریافت . عرضه فرشهایی با نقوش تکراری ( لچک ترنجها – اسلیمیها – گل فرنگها – دسته گلی و ماهی و غیره ) که به آسانی نیز قابل تقلید می‌باشد و رنگهای غیر ایرانی و فاقد جاذبه و کاهش کیفیت ( که در اینجا مورد بحث ما نیست ) از مواردی است که به طور مشخص می‌توان نام برد . در اینجاست که می‌توان به هویت درونی و ذاتی فرش ایران و اهمیت نقش و رنگ مصرفی یک فرهنگ پی برد . برای آنکه بدانیم چگونه نقش و رنگ در فرش یک مفهوم فرهنگی می‌یابد نگاهی به ارزش این دو کیفیت در فرشهای گذشته ایران نگاهی می‌اندازیم .

 

  در تاریخ فرش ایران دو دوره با شکوه با دهها نمونه درخشان و زیبا شاهدی بر ارزش بالقوه هنری و اقتصادی این فرآورده ملی است . دوره اول مربوط به فرشهای عصر صفوی است که به نظر می‌رسد نیازی به بحث درباره ارزش کمی وکیفی آنها نباشد و تا حدودی همگان نسبت به ارزش آنها در تاریخ هنر و فرهنگ جهان آگاهی دارند، اما دوره دوم که پس از حدود دو قرن انفعال در اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی آغاز می‌شود، با گسترش ابعاد تجاری و حضور تعداد بیشماری کمپانی و تولید‌کنندگان خارجی و بعدها ایرانی ، تعداد بیشتری طراحان زبردست و ماهر و استادکاران رنگرز نیز به این حرفه می پیوندند که اگر از نظر کمی و کیفی بالاتر از تولیدات عصر صفوی نباشد بی هیچ تردیدی هم عرض و قابل مقایسه با آن دوره طلایی می‌باشد .

 

  مقایسه این دو دوره مبین دو مطلب بسیار اساسی است :

 

  وجه اشتراک کلیه این فرشها در استفاده از نقوش و طرحهای ایرانی به ویژه نقوش بومی و محلی گسترده در تمام مراکز تولید فرش است.همچنین استفاده از رنگهایی که استادان بلا منازع ایرانی ( چه در سطح کارگاهی و چه در نقاط روستایی و به صورت محلی ) از چندین گیاه محدود و شناخته شده به مدد ذوق و اندیشه عارفانه و نگاه فطری رنگ شناسانه خویش به دست می‌آورند و بهره گیری از پشمهای محلی و بومی و دقت و امانت و درستی و تعهد بافت سالم ( بدون تأکید بر ریز‌بافی ) راز مرغوبیت فرش در این دوره ها بوده است . این فرشها ( به جز استثناهایی ) مصرف کاربری و قابلیت حفظ زیبائی و دوام و عمری طولانی داشته‌اند .

 

  فرشهای دوره صفوی به طور عمده شامل فرشهای بزرگ پارچه و کارگاهی بودند که در آنها از طراحان ماهر و نقشه‌های از پیش طراحی شده و نظارت استادکاران استفاده می‌شده است . این فرشها علیرغم ارزش هنری آنها در استفاده از نقوش عالی و رنگ‌آمیزی زیبا کمتر با هدف تجاری و به صورت گسترده قابل تولید بوده و مصارف لوکس و اشرافی و برحسب سفارش داشته‌اند.در فرشهایی که در اوایل سده اخیر شکل گرفت علاوه بر تولیداتی از نوع بالا، روال اصلی بر اساس نوعی تولید انبوه با نقوشی که اصالت و هویت ایرانی آنها برخاسته از ذهن غنی و پرتخیل توده های روستایی و عشایر ایران بر اساس ویژگیهای قومی، نژادی و اسطوره‌‌های تاریخی و هنری و روایی و غیره بوده است. این نوع فرشبافی در متجاوز از بیست هزار نقطه قالیبافی ایران جریان داشته و گوشه‌ای از آن را سیسیل ادواردز که خود تاجر و کارشناسی هنر دوست و خبره بود، در کتاب قالی ایران به صورت فرشهایی بیشتر کوچک پارچه نشان داده است که نوعی فرشبافی بسیار زیبا، بکر و غنی و اصیل بومی و در عین حال به شدت تجاری بوده است .

 

  توجه به مجموعه ویژگیهای هر دو دوره و یا دوره‌های دیگری که فرش ایران از حرمت و اعتبار و ارزشی بهره‌مند بوده،نشان می‌دهد که کالایی که بنام فرش دستباف ایران به سراسر دنیا صادر می‌شده همواره دارای ساختار کیفی در حد عالی و برخوردار از نقوش و رنگهای بی نهایت گسترده و زیبای ایرانی بوده است .

 

  الف – چگونه ویژگیهای ساختاری ارزش ماهیتی می‌یابند.

 

  تداوم تاریخی تولید فرش و حضور علاقمندان این کالا در تمام دوره‌ها و مواجهه با سلیقه های مختلف، بیانگر کیفیتی فراتر از یک نیاز صرفاً مادی و تجاری است که ما در اینجا سعی خواهیم کرد تحول و مبنای حرکت سازنده فرش یعنی ساختار مادی و کیفیت تجسمی فرش را به سوی یک جریان اصیل هنری فرهنگی نشان دهیم .

 

  اشاره به نکات زیر نشان می‌دهد که گاه چگونه ویژگی‌های ساده مادی و یا فنی در یک کالا می‌تواند پابپای ارزشهای هنری و زیبا شناختی حرکت کرده و مفهومی فرهنگی بیابد .

 

  در تعریف ساختار فرش ایران دو معیار طول عمر و پاخوری که اصلی‌ترین تعاریف توجیه تجاری فرش است به کیفیت پشم و مواد مصرفی و ثبات رنگ برمی‌گردد . تجربیات عملی که تئوریهای علمی هم مدیون آن است، اینکه پشم ایرانی به لحاظ مشخصات خاص خود مناسب ترین لیف برای مصرف در فرش ایرانی است در این مورد گاه پشمهای ظریف و لطیف خارجی نوعی خاصیت ضد ارزش به فرش می‌بخشد و نباید تعجب کرد اگر بدانیم که مجموعه‌ رنگهای زیبای فرش ایران در همه دوره‌ها، درخشش و شکوه خود را مدیون چندین گیاه محلی نظیر رناس و پوست گردو و پوست انار و برگ مو و نمونه هایی از این دست و گاهی از انواع گیاهان خاصی است که در ایران می‌روید . ثبات و پایداری این رنگها به خوبی قابل قیاس با بهترین رنگهای صنعتی و شیمیایی دنیای امروز می‌باشد و بر این مطلب باید تنوع خاص رنگهای طبیعی را که ناشی از ترکیب ناخالص ماده رنگی ( به علت حضور چند رنگ مختلف در ریشه گیاه و یا شرایط پرورش آن) است و باعث جلوه‌های رنگی متفاوت در طول سالیان کاربرد می‌شود ، به عنوان یک ویژگی عالی و استثنایی افزود . این تأثیر شگفت رنگهای گیاهی و طبیعی و قابلیت تغییر رنگ انها در گذر زمان و بر اثرپاخوری که ایرانیان از صدها سال پیش بدان پی برده‌اند، ارزشی غیر قابل انکار در فرش ایران است و به بسیاری دلایل شناخته و ناشناخته و تأئید غالب خبرگان و هنرشناسان فرش رنگ شده و با رنگ طبیعی را در میان صدها فرش رنگ شده با رنگهای صنعتی می‌توان به آسانی تشخیص داد .

 

  ب – بخش هنری فرش از دو اصل نقش و فام رنگ (حالت و کیفیت درونی رنگ ) اعتبار می‌یابد :

 

  ب – 1- رنگ در فرش

 

  دانشمند انگلیسی هکلوت که در قرن شانزدهم می‌زیست به یکی از بازرگانان هم میهن خود می‌گوید " در ایران فرشهایی از پشم زبر که در دو طرف دارای ریشه‌های نخی است خواهی دید . این فرش‌ها بهترین انواع فرش عالم و رنگ‌های آنها بهترین و زیباترین رنگ‌هاست . تو باید به این کشور بروی و به انواع شیوه‌ها متوسل شوی تا بتوانی از مردم آنجا طرز رنگ کردن ( خامه ) قالی را یاد بگیری . زیرا این‌ها به طوری رنگ‌شده که باران و سرکه و شراب در رنگشان تأثیر نمی‌کند . چون تو این علم را از آنها آموختی به اسرار آن دست خواهی یافت و خواهی توانست در رنگ کردن فرش آن را به کار بری و در تداوم آن اطمینان داشته باشی " .

 

  چنین تعریفی را نه فقط هکلوت بلکه بعدها از زبان شاردن و کسان دیگری نیز شاهدیم و این شاید کمترین دلیلی است بر آنکه چگونه در دنیای حاضر رنگهای شیمیایی و صنعتی با دامنه گسترده هزار رنگ خویش هنوز قادر به رقابت با هویت تاریخی ، و فرهنگی چند رنگ محدود نیستند . به این ترتیب با قاطعیت می‌توان گفت که ارزش رنگ در فرش ایران نوعی ارزش درونی و ذاتی و ناظر بر تأثیر استاد کار رنگرز و محیط زیست و تفکر و نگاه او بر رنگ است و بر اساس همین نگاه و تجربه است که رنگرز کرمانی در رنگرزی با ماده‌ای مثلاً رناس نتیجه‌ای کاملاً متفاوت از کار رنگرز کردستانی با همان ماده رنگی ارائه می‌دهد . بر اثر همین نگاه است که فرش رنگ شده با دست رنگرز هنرمند ایرانی را می‌توان به عنوان شاهکاری از هنر رنگ‌آمیزی و رنگرزی در کنار آثار هنرمندان بزرگ دنیا قرار داد .

 

  ب – 2- طرح و نقشه در فرش :

 

  بر اساس یک پیش داوری نادرست، اعتقاد بر آن است که طرحها و به تبع آن نقوش فرش کاملاً قابل تشخیص و تثبیت بوده و به همین دلیل می‌توان آنرا به وسیله کامپیوتر وبعضاً عامل انسانی ترسیم و تثبیت کرد. صرفنظر از هنر طراحی فرش که بهر حال حاصل ذوق و تجربه انسانی بوده و در مورد فرشهای شهری و کارگاهی ارزش آن کاملاً مشهود است، باید گفت که طرح ها و نقوش فرش اگر چه قابل تشخیص می‌باشد، ولی تثبیت‌پذیری ارزشی برای آن تلقی نمی شود. دلیل کاملاً آشکار این استدلال وجود طرحهایی نظیر لچک ترنج – انواع اسلیمی، ماهی و غیره است که از طریق انتقال طبیعی فرهنگی در نقاط مختلف ایران با ویژگیهای مختلف بافته می‌شوند و نقش ماهی که متجاوز از صد نوع آنرا حتی در روستاها می‌توان مشاهده کرد .

 

  روشنترین نتیجه این است که نقوش و طرحهای ایرانی با تأثیر‌پذیری از ذهنیتهای فرهنگی نظیر نژاد – قوم – منطقه – آداب و رسوم، آیین و غیره همان عامل هویت بخش فرشهای ایران می‌باشند و دقیقاً بر حسب همین تحول فرهنگی و تاریخی است که در فرش ایران نقوش لری – کردی – بلوچی – ترکمنی- ارمنی و در مقیاس شهری کرمانی و اصفهانی و تبریزی قابل تشخیص می‌باشد . این گونه گونی ارزشمند است که طرح سنتی و شناخته شده مثلاً نوع اسلیمی و گل شاه عباسی طراحی و حتی بافته شده در خراسان کاملاً از نوع اصفهانی آن قابل تشخیص می باشد . این همان خصلت یگانه و از قابلیتهای با ارزش فرش ایران است که به وسیله کامپیوتر و یا عوامل انسانی خارج از مرزهای ایران قابل تقلید نیست .

 

  در اینجا لازم است اشاره ای داشته باشیم به مسأله ثبت نقوش و طرحهای ایرانی که امروزه از زبان بسیاری به دلیل مورد تقلید قرار گرفتن یکی از عوامل از دست رفتن بازارهای ایران تلقی می‌شود . اگر چه این بحث نیاز به بررسی بسیار گسترده و کارشناسانه دارد . فقط به عنوان اشاره و بدنبال آنچه در بالا گفته شد یادآور می شوم :

 

  - آنچه در کشورهای دیگر قابل تقلید است فقط نوعی فرش شهری و نقشه‌دار بوده و به خصوص با رواج نقشه‌های چاپی این نوع تقلید برای بیگانگان آسان‌تر شده است .ضمناً باید دانست زیان استفاده از نقوش سنتی فرش بر روی فرشهای ماشینی کمتر از آنچه به وسیله دیگران کپی می‌شود نیست .

 

  - اصلی‌ترین و غنی‌ترین بخش نقوش ایرانی مربوط به فرشبافی بدون نقشه یا سنتی‌باف بر اساس نقشه‌های محلی و بومی با کیفیت طبیعی تکثر یابنده آنهاست و چنانچه این بخش آسیب دیده توان فرهنگی ما حمایت و تقویت شود به هیچ روی از بابت تقلید بیگانگان نباید نگرانی داشت .

 

  - شاید لازم باشد به این سؤال پاسخ دهیم که منظور از نقوش ایرانی مربوط به کدام واقعیت تاریخی و فرهنگی می‌شود ؟ ایران باستانی و کهن بسیاری از شهرهای آسیای مرکزی و یا افغانستان را در برمی‌گرفت که امروزه از محدوده ی مرزهای ایران خارج‌اند و در عین حال نقوش مشابه نقوش سنتی ایران را به وسعت و تنوع می‌بافند . به شهر هرات یکی از مراکز فرهنگی قدیم ایران و و محل رشد و بالندگی استاد بزرگ نقاشی ایران کمال الدین بهزاد در مکتب هرات توجه کنیم که عیناً نقوش گنبدها و فرشهای ایرانی را در سابقه کار خویش در آن مکتب دارد و همچنین ترکمنستان ، آذربایجان و از این سو در بغداد و ترکیه و سوریه و برخی نقاط دیگر ، این نقوش رواج داشته است.

 

  - شاید در این مورد بتوان طرحهای خاص طراحان عمدتاً شهری را با تأئید نظر کارشناسان فنی ثبت کرد که نوعی حمایت از استادان بزرگ این حرفه می‌باشد . بهر حال ایرانیان یکی از ماهرترین و تواناترین بافندگان فرش دستباف بانقوش و طرحهایی می‌باشند که حاصل هم‌آهنگی و آمیختگی فرهنگ متنوع و متفکر وابسته به انسان ایرانی است که بزرگترین ارزش آن ناشی از سیلان فعال و حساس ذهن انسانی هویتمند است .

 

  به یک تعبیر کلی اگر تنوع و تکثر در نقوش ( فرشهای ماشینی و یا طراحهای صنعتی ) و رنگهای شیمیایی و صنعتی نوعی حرکت در طول و بر حسب امکانات نامحدود آنهاست . تنوع و تکثر نقوش و رنگهای گیاهی نسبتاً محدود ایرانی نوعی حرکت عرضی و بر حسب خاستگاه و محل تولید آنها می باشد و حاصل کار هیچ عامل دیگری جز حضور انسان ایرانی با خصوصیت و ذهنیتهای خاص او نیست . کلیه این تعاریف بیانگر ارزش نقش و رنگ به عنوان مفهومی فرهنگی و هویتی است .

 

  ناچاریم بپذیریم که در این زمان حرکت ناگزیر جوامع روستایی و عشایری به سوی شهرنشینی و تغییر نوع نگرش و برداشت از زندگی، عامل بسیار مهمی در تغییر نقوش روستایی و عشایری به شهری ( نقوش چاپی – گرافیکی – کامپیوتری ) بوده است امّا بی‌تردید تغییر نگرش سنتی به فرش و استفاده از راهکارهای علمی آنچنان که کشورهای پیشرفته دیگر برای حفظ سنتهای با ارزش ملی و فرهنگی خود به کار گرفته‌اند تنها راه است .

 

  تأکید بر حضور انسان طراح بافنده و رنگرز ایرانی و شیوه‌های سنتی کار آنها ( به عنوان مثال جستجوی نقوش گم شده و یا استفاده از رنگهای سنتی و گیاهی و قطعات واگیره به عنوان الگوی بافت ) در سایه تأمینهای انسانی و اجتماعی با استفاده از علوم و دانشهایی که راههای حفظ هنرها و مواریث ملی را به ما می‌آموزند . شاید بتواند بقایای آنچه که بنام فرش دستباف ایران وجود دارد نجات دهد.

مـــــــرمت قـــــــــالی

  مرمت قالی

  پیشینه و مرمت قالی از بدو تولد آن وجود داشته است. اگر چه به آن به عنوان یک هنر ارج داده نمی‌شده است. مرمت کار تنها با فرش کهنه سر و کار نداشته و ندارد. به عبارتی مرمت کار پوشاننده عیب بوده. مرمت یک مرحله قبل از فروش فرش است به همین دلیل نامی از مرمت کار نبوده چرا که اگر نامی از او می‌بود عیوب نیز مشخص می شده است.

 

 روش های مرمت دو نوع است:مرمت ایتالیایی – مرمت آمریکایی

  در مرمت ایتالیایی احترام به اثر هنری و احترام به مرمت کار یک اصل است. مثلا یک فرش که با زمینه کرم آسیب دیده باشد سعی می شود رنگ قسمت آسیب دیده روشن تر یا تیره تر انتخاب شود که آثار مرمت در فرش دیده شود.

  در مرمت آمریکایی قسمتی از فرش که باید مرمت شود سعی بر آن است که کاملا شبیه سازی صورت گیرد به گونه ای که تفاوت قسمت مرمت شده با قسمت مرمت نشده معلوم نباشد.

  این دو روش مرمت هم در فرش و هم در مورد سایر اشیای هنری کاربرد دارد.

  روش مرمت بازار، یا علمی است که بر مبنای علم مرمت کار میشود (همان مرمت ایتالیایی ) ویا شیوه بازاری که فرش به گونه ای مرمت می‌شود که ایراد فرش قابل تشخیص نباشد (روش مرمت آمریکایی).

  معمولا در مرمت فرش سن فرش ملاک مهمی است که از این نظر فرشها به سه دسته تقسیم می‌شوند. فرش‌های 1 تا 30 سال (فرش‌های نو) از 30 تاا 100 سال و از 100 سال به بالا(فرشهای عتیقه ای)

  ارزشیابی و تعیین سن در مورد قدمت مهم است. مثلاً قدمت فرش تا 30 سال باید بر مبنای روش آمریکایی باشد و هیچ گونه تغییر رنگ نداشته باشد و مکانیسم کار به گونه ای باشد که فرش مانند روز اول شود.در قدمت 30 تا 100 سال، معمولا روش مرمت به سبک ایتالیایی ست و ارزش فرش در قدمت فرش نهفته است. در فرش با سن 100 سال به بالا، در وضعیت فعلی فرش را حفظ می‌کنند که خرابی فرش بیشتر نشود مثلا ممکن است2 تیکه فرش با این قدمت پیدا شود در این مواقع نمی‌توان آن‌ها را بهم بند زد و فرش جدید ساخت. در این مواقع یک پارچه سفید بر سطحی بدون خلل وفرج پهن می کنند و تیکه های فرش را روی پارچه قرار می‌دهند تا قطعات فرش بیشتر آسیب نبینند.

  پرسش این است که آیا هر فرشی را میتوان مرمت نمود؟ یا اینکه هر فرشی ارزش سوزن خور نمودن را دارد یا نه؟ پاسخ این است که در این مواقع تشخیص با کارشناس مرمت فرش است بر مبنای سن فرش

  از طرفی مبنای قیمت مرمت فرش، رجشمار فرش، کهنگی و سختی کار است. (از درس گفتارهای استاد حاجی زاده استاد مرمت دانشکده هنر دانشگاه بیرجند)

  به طور کلی مرمت یا تکمیل یک مرحله تولید فرش است که می توان برای آن استاندارد تعریف نمود تا علاوه بر تاثیر کیفیت فرش ارزش کار مرمت کاران نیز در پروسه تولید فرش شناسانده شود. مرحله ای بسیار پر کاربرد که از زمانی که فرش از دار جدا می شود تا ورود کالا به بازار بر روی فرش‌های نو حائز اهمیت است و بر روی فرش‌های پا خورده و دارای قدمت، سبکی متفاوت از کار است.

  شناخت کیفیت مواد اولیه، رنگرزی فرش، سبک بافت فرش، آشنا بودن با کم کاری‌هایی که ممکن است در هر کدام از مراحل فرآیند فرش صورت گیرد و هر آنچه که با ساختار فرش در ارتباط است در هر چه بهتر انجام دادن کار یک مرمت کار مهم است.

 

  شهدخت رحیم پور (کارشناس بافت و مرمت قالی)

 

 

لکه بری در فرش

 

روش از بین بردن لکه ها از روی فرش

روش از بین بردن لکه ها از روی فرش


 

شهدخت رحیم پور/ کارشناس فرش- دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فرش


 

در صورتی که لکه ای در روی فرش ایجاد شود علاوه بر پاک کردن لکه از روی فرش، مایعاتی که به پشت فرش رسوخ کرده را باید تمیز نموده و در معرض هوا پشت فرش را قرار داده تا مانع از ایجاد کپک شود و از پوسیدگی فرش جلوگیری شود.

مایعاتی مانند چای، شربت و نوشابه در صورتی که بر روی فرش ریخته شود اگر قابل برداشتن با قاشق باشد و کاملا در بافت فرش نفوذ نکرده آنرا برمی داریم و سریعا این کار باید انجام شود که مایعات درون فرش رسوخ نکند و سپس با دقت در پاک شدگی کامل لکه ها باید با پارچه نخی سفید که دارای قدرت جذب می باشد بر روی محلی که لکه ایجاد شده کشیده شود و این عمل آنقدر تکرار شود تا لکه کاملا از سطح فرش برداشته شود . سفید بودن پارچه لکه بری باعث می شود تا جایی که لکه کاملا تمیز شود آثار لکه بر پارچه باقی نماند.در مراحل اول که پارچه سفید بر روی لکه کشیده می شود باید مرطوب و کمی آغشته به صابون مایع یا بمیزان اندک آغشته به مایع فرش شویی باشد میزان مصرف مایع به گونه ای باشد که کمی کف روی پارچه ایجاد شود و بعد از این مرحله خیس بودن پارچه با آب کفایت می کند.

تمیز نمودن فرش دستباف این اهمیت را دارد که با دقت و حوصله انجام شود.نکته دیگر آن است که درآب و یا محلول صابون در لکه بری ابتدا بر روی پارچه نخی ریخته و سپس فرش تمیز گردد. از تماس مستقیم هر نوع محلول و مایعی با فرش جدا خود داری شود.برای اینکه سطحی که لکه ایجاد شده گسترده تر نگردد مسیری که پارچه بر روی لکه فرش کشیده می شود از اطراف به داخل باید باشد، هر ادازه سعی شود که پاک کردن لکه در یک نقطه صورت گیرد راحت تر بودن و نتیجه بخش بودن لکه بری مناسب تر انجام میشود.

در زیر به چند مورد از لکه بری ها، در گزارش شرکت سهامی فرش اشاره می شود.

 

نوع لکه کمک های اولــــــــــــــــــــــــــــــیه
چای و قهوه بلافاصله چای را با قاشق جمع کرده و با پارچه سفید و مرطوب و کف، لکه را چند بار خوب تمیز می کنیم. اگر سایه لکه باقی ماند با پارچه ای که با محلول آب و سرکه سفید مرطوب شده به همراه کف آنرا تمیز می کنیم.
انواع شربت و نوشابه بلافاصله آنرا با قاشق جمع کرده و با پارچه سفید و مرطوب و کف، لکه را چند بتر خوب تمیز می کنیم. این کار را چند بار انجام داده تا لکه خوب تمیز شود.هر بار قبل از کار مقداری آب روی محل لکه اسپری می کنیم تا قند آن خوب شسته شود. اگر سایه لکه باقی ماند با پارچه ای که با محلول آب و سرکه مرطوب شده به همراه کف آنرا تمیز می کنیم.
آدامس و شمع مقداری یخ درون کیسه فریزر ریخته و روی لکه قرار داده تا لکه سخت شود یا بحالت منجمد و یا سفت در آید سپس با دقت با استفاده از پشت چاقو لکه را برمیداریم.
قیر ابتد لکه را با استفاده از یک کاردک یا پشت چاقو بردارید.یک کاغذ کاهی روی محل قرار داده و با استفاده از اتوی گرم(خیلی داغ نباشد) اثر لکه را از روی فرش بر روی کاغذ انتقال دهید.این کار را چند بار با کاغذ تمیز انجام دهید با لکه کامل برداشته شود. سلیه باقی مانده را با استفاده از پارچه مرطوب و کف تمیز کنید.اگر سایه خوب تمیز نشد آنرا با پارچه آغشته با به الکل تمیز نمایید.
خون لکه را با استفاده از دستمالی که با آب سرد و صابون مرطوب شده برطرف کنید.
دوده واکس اضافات را برداشته، لکه را با پارچه مرطوب و کف تمیز کرده اگر سایه ای باقی ماند با پارچه آغشته به الکل رفع می نماییم.
جوهر خودنویس مقداری ماست رقیق شده را روی لکه بریزید سپس با قاشق محلول ایجاد شده را بردارید. با استفاده از دستمالی که با آب و کف مرطوب شده باقی مانده را برطرف کنید.
جوهر خودکار با استفاده از یک اسفنج که با شیر مرطوب شده لکه را بردارید.سپس با استفاده از دستمالی که با آب و کف مرطوب شده باقی مانده مواد را بردارید.
آبرنگ با پارچه آغشته به محلول آب و سرکه سفید همراه با کف تمیز شود.
کاکائو و شکلات اضافات را با قاشق برداشته، با پارچه آغشته به آب و سرکه سفید همراه با کف تمیز شود.
خط ماژیک با پارچه مرطوب شده با الکل تمیز می شود.
لکه های روغن و چربی اضافات را با قاشق برداشته،با پارچه آغشته به محلولآب و سرکه سفید همراه با کف تمیز می شود.

سه رکن طراحی قالی طراحی ، طراح ، طرح

سه رکن طراحی قالی

 

سه رکن طراحی قالی 

طــــــــــــراحی ، طـــــــــــــــراح ، طــــــــــــــــرح

 


تحقیق و نگارش: سعید رونقیان تبریزی


 

به جهت ا رتباط مستقیم فرش با موضوع طراحی آن ، همواره مبحث طراحی فرش از موضوعاتی بوده است که در ارتباط با آن قیل و قال فراوانی بوده و گفته ها و نوشته های زیادی را بخود اختصاص داده است و کمتر مطلبی در ارتباط با فرش می توان یافت که به این موضوع اشاره ای ولو گذارا و کوتاه نداشته باشد .

اما در میان اینهمه مطا لب روا و ناروا ، مع الاسف آنچه کمتر به چشم میخورد ، تحقیقات کارشناسا نه وعلمی ، بدورازا فراط وتفریط هاست ، که تعریفی جامع الاطراف از این موضوع ارا ئه نماید ، اگر هم بوده است یا گنگ و مبهم بوده یا حق مطلب را ادا ننموده است و یا حد اقل آنکه بنده ندیده ام .

دراکثرکتب ومقالاتی که دررابطه با موضوع کلی طراحی فرش می بینیم ، معمولا بیش وپیش از نکات علمی وفنی ، و نقد ونظر های کارشناسانه ، گلایه ها یی از این دست بچشم می خورد که :‌ در حق طراحان اجحاف شده .... نامی ازطراحان بر فرشها دیده نمی شود ..... طراحان را صاحبان سرمایه و تجاراستثمار نموده ا ند..... ووو که ا لبته براهل حقیقت پوشیده نیست که این جملات اغراق آمیز ، بیشتر برای بازار گرمی و سیاهه افزایی است تا بیان واقعیات یا دلسوزی برای طراحی وطراحان قالی .

و البته این بهانه ها بی پاسخ نیست ودرکوتاه سخن آنکه مگر بر اینهمه آثار تاریخی اعم از ابنیه و ظروف واشیاء وبافته ها وتافته های بی شمار ، نام طراح حک یا نوشته شده است؟ و به هردلیلی که بر اکثریت آنها نام طراح نیست به همان دلیل برفرش هم نیست ، وتازه چنانچه بنا باشد به تناسب نقش ، نام عوامل فرش برآن حک شود ، مگر نقش رنگرزان وبافندگان وسایرعوامل کمتر از طراحان است ؟ و چرا نامی از آنان نباشد؟ پس این سخنان چندان سخن منطقی و معقول و واقع بینانه ای نیست .

لکن ناگفته نماند که به استناد تحقیقات وتجارب گذشته معتقدم دلیل عدم وجود نام طراحان برفرش ، هیچکدام ازآن دلایل واهی مذکور وامثالهم نبوده بلکه بنظرمی رسد دلیلی که مانع از وجود نام طراح برفرشها بوده است اینکه، طراح به تنهایی تمام یک قالی نیست بلکه جزئی ازاجزاء بوجود آورنده آن است ، بگونه ایکه تا همین سه دهه اخیر طراحی فرش صنف مستقلی نبوده و طراحان فرد مستقلی خارج از تشکیلات تولید فرش نبوده اند و چنین نبود که طراح ، طرحی بکشد و آن را بفروشد و یا سلیقه خود را اعمال نماید ، بلکه به سفارش تولید کننده و یا حتی در استخدام تولید کننده به طراحی می پرداختند و این اصلی ترین دلیل و عاملی است که در گذشته نام و نشان چندانی از طراحان بر قالی نمی بینیم ، مگر آنکه طراح ، نقش تولید کننده را نیز بعهده داشته است و به همین جهت در گذشته نادر طرحی را می توان یافت که بنام طراح مشهور بوده و نامی از آن بر قالی باشد تا چه رسد به آنکه همانند امروز نام طراح تمامی بقیه عوامل قالی را تحت تاثیر قرار دهد و قالی بنام طراح خوانده شود . ( البته چنانچه عمری باقی بود در فرصتی دیگر به بررسی نکات مثبت و منفی این پدیده خواهم پرداخت)

از سویی دیگر چون طرح فرش بر روی کاغذ شطرنجی یک اثر هنری بمثابه یک نقاشی نیست و اکثرا بصورت یک چهارم و یا حتی مقطعی است ، لذا آنچه آنرا یک اثر هنری می کند تلاش بافنده و حمایت تولید کننده بوده است . و از همین روست که طراحی فرش از نظر کاربردی هرگز رشته و شغلی مستقل از فرش نبوده و نمی تواند باشد چرا که موضوع این علم فرش است . هر چند که امروزه در ظاهر امر، طراحی فرش از مراحل تولید فاصله گرفته و مستقل بنظر می رسد .

چنانچه بخواهیم بیش ازاین به حواشی بپردازیم از هدف اصلی این نوشتار که همانا تعریف روشن سه رکن طراحی فرش ا ست بدورمی ا فتیم ، لذا به همین کوتاه بسنده نموده وبه اصل مطلب می پردازم :

بی شک لازمه ورود در مبحث طراحی فرش ، شناخت و تعریف جامع و مانعی از سه رکن اساسی و نقش آفرین در این زمینه یعنی طراحی ، طراح و طرح است ، چرا که بدون شناخت و ارائه تعریف دقیقی از آنها هر آنچه بگوییم و بنویسیم عباراتی نا رسا و جملاتی گنگ و مبهم خواهند بود که نه تنها کمکی به روشن شدن موضوع نخواهند کرد بلکه آنرا پیچیده تر نیز خواهند نمود . مع الاسف تا به امروز ، در هیچ مطلب ونوشتاری تعریف جامع و مانعی بر این سه رکن یافت نمی شود (یا بنده نیافتم) ، تعاریفی که بطور دقیق و مستدل جایگاه و نقش طراحی ، طراح و طرح را معین نماید ، بگونه ایکه با آن تعاریف بتوان بطور روشن و واضح مصداق ها را شناخت و سنجید .

و البته هدف اصلی از این نوشتار نیز ارائه همین تعاریف است که بدان می پردازیم :

طراحی فرش را می توان بعنوان زیر گروه طراحی بحساب آورد که سبک و روشی مختص به خود را داراست وملزم به رعایت قواعد واصولی خارج از وجود خود است ( الزام به رعایت قواعد تولید و اصول فنی بافت ) وازآنجائیکه ریشه در نگارگری دارد ، هرآنچه در نگارگری مجاز ومقبول است ، می تواند در طراحی فرش داخل شود ، مشروط برآنکه با عرف معقول و مقبول ونکات فنی فرش همخوا نی و مطابقت داشته باشد . لذا در تعریف طراحی فرش بعنوان رکن اول می گوییم :

طراحی فرش ، نگارگری و نقاشی در چهار چوب اصول و قواعد فنی بافت و تولید فرش است .

اینک نوبت به طراح فرش می رسد تا تعریفی از آن ارائه دهیم ، بگونه ایکه حوزه عمل و وظیفه و رسالت فرد طراح را به روشنی تبیین نماید و این امر بدون توجه به تعریف طراحی و طراح ، ناقص خواهد بود ، چرا که عمل به تعریف طراحی فرش ، وظیفه طراح بوده و عینیت بخشیدن به تعریف طراح فرش ، رسالت فرد طراح می باشد ، لذا طراح فرش را بعنوان رکن دوم چنین تعریف می کنیم :

کسی که توان رسم یک وجود عینی یا ذهنی را به صورت تجریدی و به شکل دوبعدی منطبق با اصول و قواعد بافت فرش دارا بوده و قدرت تجسم مجدد زیباییهای تجرید شده آنرا با رنگ و پرسپکتیو در نمود قالی به صورت سه بعدی ، همانند اصل آن در ذهن بیننده داشته باشد .

طرح فرش بعنوان ما حصل دو تعریف گذشته ، علاوه بر آنکه باید تعریفی مجزا داشته باشد ، در ضمن باید در هماهنگی و همسانی کامل با آن دو تعریف ، بعنوان سه عنصر مجزا بتوانند تشکیل دهنده پدیده واحدی بنام طرح فرش باشند ، لذا در تعریف طرح فرش بعنوان رکن سوم می گوییم :

نقشی است که با رعایت قواعد فنی و مراعات عرف معقول و مقبول فرش ، بر روی کاغذ شطرنجی مخصوص ، صرفا به جهت تولید فرش طراحی شده باشد .

توضیح : منظور از عرف معقول و مقبول در این نوشتار آنست که بکار گیری موتیف ها و المان ها و نقوش و رنگ به گونه ای باشد که مورد تایید و قبول خبرگان عرصه فرش باشد .

به امید حق چنانچه در آینده فرصتی بود با توجه به این تعاریف به سیر تحول طراحی فرش و وضعیت موجود آن در نوشتاری مستقل خواهم پرداخت.


نکته : قسمت های پر رنگ شده نظرات کارشناسی نگارنده است .

نکته : قصد نگارنده از کلمه فرش در این نوشتار ، معنی مصطلح عرفی آن یعنی فرش دستباف می باشد .

جهت ارتباط با نگارنده با آدرس ایمیل زیر مکاتبه فرمائید

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ارزشیابی هنری فرش دستباف ایران ضرورتی رو به فراموشی

ارزشیابی هنری فرش دستباف ایران ضرورتی رو به فراموشی

سید محمد مهدی میرزاامینی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فرش 


امروزه فرش دستباف در ایران و ادبیات ما با عنوان دوسویه هنر- صنعت شناخته می‌شود. عنوانی که با توجه به گسترش بازارهای فرش دستباف از دوره‌های گذشته تا کنون، سمت و سوی صنعتی و تجاری آن پررنگ تر شده و کم کم فرش دستباف را به کالایی با جنبه‌های خاص سود آوری تبدیل کرده است. با این حال اگرچه ارزش‌های هنری فرش دستباف در دوره‌های مختلف نوسان داشته اما همواره حضور همین ارزش‌ها بوده و هست که فرش دستباف ایران را در برابر رقبا و مخاطبان آن در سراسر دنیا یکه تاز کرده و در صورت غلبه نگاه مکانیکی و صنعتی، این کیفیت‌ها و ارزش‌های هنری با مخاطرات جدی رو به رو خواهد شد. از این رو لازم است به نقد و ارزشیابی هنری فرش دستباف توجه فزاینده ای شود.

تورج ژوله پژوهشگر فرش معتقد است کارشناسی، نقد و بررسی فرش دستباف، نیازمند دانشی است که باید در قالب کار یک منتقدِ هنری به آن پرداخت و از آن لذت برد و تفاوتی ندارد که کار بررسی و کارشناسی، در مورد یک فرش قدیمی باشد، یا معاصر و حتی کاملاً نوباف! در هر صورت باید عالمانه به آن پرداخت، معلومات را از آن استخراج کرد و مجهولات و تردیدها را در قالب گمانه زنی‌های منطقی و عقلایی ارایه نمود. در این راه باید همانند منتقدان هنری که حسب شیوه‌ها، دوره‌های تاریخی، جنبش‌های تحول ساز و ... موضوعات و آثار مورد نظر را طبقه‌بندی می‌کنند، عمل کرد و با توجه به تجارب، آموزه‌ها و گرایش‌های تخصصی، به بررسی و تحلیل هر فرش پرداخت (ژوله، 1392: 11).

با این پیش شرط که فرش دستباف ایران پیش از هر چیز یک هنر اصیل و سنتی است و نظر به این که در دوره متاخر نقد و بررسی صنایع دستی و هنرهای سنتی جایگاه ویژه‌ای یافته است و یکی از اهداف آن دستیابی به مبنای عقلانی برای درک هنر است، ضروری می نماید که فرش را از منظر یک هنر به نقد و بررسی بنشینیم و ارز‌ش‌های آن را فارغ از ابعاد خاص تجاری، بازار مصرف و رفتار و سلیقه مصرف کننده نهایی بسنجیم.

این یادداشت بر آن است تا در این حوزه (نقد هنری فرش دستباف) ورود مختصری داشته باشد.

 

اثر هنری و ارزش‌های آن

آثار هنری برای ما دارای ارزش‌اند؛ به این معنا که دست کم مشتاقیم برای آنها هزینه بپردازیم و وقتمان را مصروف دیدن، خواندن یا شنیدن آن‌ها بکنیم. این‌ها نشان دهنده ارزشی هستند که ما برای آن‌ها قائلیم.

اما ویژگی‌هایی که ما بر اساس آن‌ها آثار هنری را دارای ارزش می‌دانیم کدامند؟

و آیا می‌توان برای صادق دانستن چنین باورهایی دلایل مویدی عرضه کنیم؟

پاسخ به این دو پرسش درباره یک تخته فرش شهری باف تبریز و یا یک قالیچه بختیاری ما را به سوی کوششی عقلانی سوق می‌دهد که ادعای هنری بودن آن فرش‌ها را داریم و اگر چنین امکانی برای اثبات ادعا نداشته باشیم باورهای ما درباره هنری بودن آن فرش‌ها در حد یک امر ذهنی باقی می‌ماند. ولی آیا درک ما از ارزش یک فرش با ملاک‌های عقلانی قابل تعریف و تبیین است؟

باید گفت همه دلایلی که ما ممکن است بر اساس آن‌ها اثری را ارزشمند بدانیم، به ارزش هنری آن ارتباطی ندارد. مثلاً انتخاب فرش دستباف به عنوان یک اثر تجملی و ارزشی که آن فرش خاص با تجملی بودنش برای مخاطب دارد آیا جزء ارزش‌های هنری یک تخته فرش است؟ یا این که تمایل به زندگی سبز (عدم استفاده از مواد مصنوعی) و ارزشمند بودن فرش دستباف از این منظر به معنی ارزش هنری آن است؟ مشخصاً چنین نیست. پس باید بکوشیم از میان ویژگی‌های ارزشی که بر یک تخته فرش اطلاق می‌کنیم، صرفاً ویژگی‌هایی را برگزینیم که آن‌ها را بی چون و چرا برای ارزش‌گذاری هنری آن به کار می‌بریم.

 

رد یا پذیرش نظر منتقد یا کارشناس فرش

فرض کنیم دو کارشناس خبره فرش دستباف درباره یک فرش واحد دو نظر کاملاً متضاد داشته باشند. یکی به تشویق و تحسین یک فرش بپردازد و دیگری آن را فاقد ارزش ویژه‌ای بداند. در این موقعیت‌ها ما مشتاق آنیم که از منتقد یا کارشناس بخواهیم صدق گفته‌های خود را برای ما اثبات کند. عامل جذابیت و یا طرح سوال برای ما در اینجا توافق یا عدم توافق دو منتقد در ارزیابی یا نقد هنری یک فرش است. شاید گمان کنیم که کار دو منتقد صرفاً بیان تمایلات یا عدم تمایلات شخصی‌شان است، مگر آنکه یکی از آن‌ها بتواند نظر خود را اثبات کند و بدون روشی که بتواند این عدم توافقات را رفع کند، نقد موضوعی کاملاً ذهنی به نظر می‌آید. در این صورت که بپذیریم نقد فعالیتی عقلانی است منتقد باید بتواند دلایلی اقامه کند و گزاره‌هایی بیاورد که خواننده باور کند یا بتواند به آن‌ها باور داشته باشد و در نتیجه باور به صدق اظهارات او را درباره یک تخته فرش معقول سازد. اما بر فرض این که منتقد دلایلی هم برای ما بیاورد مهم این است که آن نظر برای ما رضایت بخش باشد.

توجه به این نکته در دلایل اثباتی صدق اظهارات یک منتقد «کلی» بودن آن است. یعنی اگر یک علت مشخص در یک تخته فرش باعث برتری آن به فرش دیگری می‌شود همواره باید آن علت نسبت به فرشی که فاقد آن است عامل برتری باشد. ولی این مسئله شاید مشخصاً درباره یک فرش صدق نکند. مثلاً اگر تضادهای رنگی در یک تخته فرش عاملی بر بالا بردن ارزش هنری آن است، ممکن است در فرشی دیگر ارزش هنری آن را کاهش دهد. در موارد دیگری نیز می‌توان چنین عاملی را دید. مثلاً توازن و تقارن می‌تواند در دو فرش کاملاً اثری دو گانه در کاهش یا افزایش ارزش هنری آن داشته باشد.

از همین رو برخی محققان و منتقدان اعتقاد دارند «هر اثر هنری اصیل و یگانه است». لذا اگر آثار هنری -که در اینجا ما فرش دستباف را مد نظر داریم- یگانه باشند، آیا می‌توانیم آن‌ها را در چارچوب قواعدی کلی قرار دهیم تا شایستگی یا ناشایستگی‌شان را تشخیص دهیم؟ در پاسخ به این پرسش سطوح مختلف قضاوت مطرح می‌شود. در سطح اول سه معیار بنیادین و کلی شایستگی در هنر وجود دارد: وحدت، پیچیدگی و عمق. بر این اساس، پذیرش این ادعا که اثری وحدت دارد، یا پیچیده است یا عمیق است به معنای پذیرش این امر است که ویژگی مثبتی در آن وجود دارد.

استدلال اخیر بر این نکته توجه دارد که مثلاً استفاده از تضاد رنگی در یک تخته فرش اگر به وحدت آن کمک کند و عنصر وحدت را در عین تضاد نشان دهد، یک ویژگی مثبت بر آن محسوب می‌شود. ولی صرفاً تضاد رنگی در یک فرش نمی‌تواند موید این ادعا باشد که امر پسندیده‌ای در اثر وجود دارد. با این حال به صورت مطلق سه معیار (وحدت، پیچیدگی و عمق) هم علتی «کلی» بر ویژگی هنری و زیبایی یک فرش نمی‌تواند باشد. همانطور که شاید یک فرش دارای وحدت، پیچیدگی و عمق باشد اما یک حس کلی و زشتی را القا کند و یا حتی یک شی غیر هنری واجد چنین معیارهایی باشد ولی نتوان به آن اثری هنری گفت. پس چطور دلیل یا ادعای یک منتقد یا کارشناس فرش را بپذیریم؟

یک نکته بسیار مهم و ظریف این است که ما در مواجهه با یک تخته فرش نخست با مدد از قوه ذوق و تشخیصمان به قضاوتی درباره آن فرش می‌رسیم و سپس اگر لازم شود یا حس کنجکاوی ما برانگیخته شود در پی تایید آن قضاوت بر می‌آییم. پس احکام یا قضاوت‌های زیبایی شناسانه با ارجاع به احکام یا قضاوت‌های غیر زیبایی شناسانه تأیید می‌شوند و احکام کلی نیز به نوبه خود مورد تایید قضاوت‌های زیبایی شناسانه قرار می‌گیرند. در اینجا قضاوت‌های زیبایی شناسانه نوعی حکم یا قضاوت ادراکی است.

برای هر مخاطبی لازم هست تا خود آنچه یک اثر را هنری می‌کند ببیند و درک کند و در این شرایط شاید اصلاً نیازی به دلیل و منطق هم نیست. چرا که گاهی احساس و تعبیر از «دلیل»، «توجیه» یک نظر یا احساس شخصی استنباط می‌شود. البته مادامی که این دلیل به صورت یک امر ذهنی برای مخاطب باشد و عینیتی در آن اثر نیابد.

 

وظیفه یک منتقد موفق فرش دستباف

از همین رو اگر در خیل عظیمی از کتاب‌های فرشی با انواع و اقسام دلایل به تمجید و ستایش فرش شیخ صفی پرداخته شده، اما من نتوانم آن ویژگی و ارزش هنری و زیبایی را در آن ببینم همه آن دلایل به نوعی توجیه بی اثر منتقد و مولف بدل خواهد شد. یعنی منتقد کمکی به درک مشابه من از آن فرش نکرده است که اگر چنین باشد پس همه آنچه منتقد می‌تواند انجام دهد این است که توجه مخاطب را به دیدن چیزی که دیده است در جهات خاصی معطوف کند. به عبارت ساده‌تر منتقد می‌تواند با استدلال به من بقبولاند که فلان فرش دارای فلان خصیصه یا ویژگی است که آن را یک اثر شاخص هنری یا معمولی می‌داند. اما من (مخاطب) صرفاً نمی‌توانم با آن استدلال قبول کنم فلان فرش دارای آن خصیصه است. من می‌خواهم خودم آن ویژگی را ببینم. بنابراین لازم است در نقد یک فرش دستباف به جای دلایلی که شاید ذهنی و یا لزوماً کلی و قابل تعمیم نیستند، نگاه مخاطب را معطوف به نکاتی کنیم که خود دیده‌ایم و قضاوت ادراکی‌ای دال بر ویژگی هنری و زیبایی شناسانه و منحصر به فرد آن فرش داشته‌ایم.

بر اساس این تبیین، وظیفه یک منتقد کمک به دیدن و احساس کردن ویژگی‌های ارزشی یک تخته فرش است. آنگاه منتقد باید نشان دهد که این ویژگی‌های ارزشی چه ارتباطی با جزئیات ظریف یک اثر هنری دارد. مثلاً چگونه گردش موزون ختایی‌ها در فرش شیخ صفی توانسته در کلیت یک اثر متناسب با یک مکان مذهبی تأثیری متقابل و مکمل داشته باشد. درک این تأثیرات مقوله‌ای است که خود شخص شاید به کمک دیگران باید آن‌ها را دریابد. شخصی که ما می‌توانیم او را کارشناس یا منتقد هنری فرش بنامیم.

 

یک اشتباه در نقد هنری فرش دستباف

یک مشکل عام که در نقد یک فرش دستباف ممکن است رخ دهد پیروی از یک رویه و قواعدی کلی است بدون این که توصیف منسجمی از ارزش هنری یک فرش به دست دهد. مثلاً توازن نقوش، همنشینی مناسب و متوازن رنگ‌ها، چینش حساب شده اجزا در ابعاد، تکرار مناسب گل‌ها و ... ممکن است در یک فرش دیده شود. اما بیان این ویژگی‌ها چه چیزی یا چه ارزشی را در کیفیت هنری آن فرش نشان می‌دهد؟ این موارد در ایجاد چه تأثیری در مخاطب نقش داشته‌اند؟ یا چه ارزشی را برای او به ارمغان می‌آورند؟ در حقیقت این موارد که مثال زده شد نوعی کمّی نگری است که اگر در راستای یک کیفیت یا ارزش هنری نباشد عملاً همه این موارد بی اثر هستند و چیزی از ارزش‌های هنری یک فرش برای مخاطب هویدا نمی‌کنند.

این مورد اخیر در نقدهای بسیاری دیده می‌شود. کافی است کتاب‌های مختلف فرش را که شرحی از فرش‌های تاریخی یا معاصر دارند را ورق بزنید. در این منابع به مجموعه‌ای از ویژگی‌های جزئی و پسندیده اشاره شده و در نهایت به استناد همین ویژگی‌ها رأی بر هنری و شاخص بودن آن فرش داده‌اند بی آنکه به کیفیت بیانی یک فرش اشاره مشخص داشته باشند و یا سعی کنند توجه مخاطب را از پس این جزئیات به یک ارزش هنری معطوف کنند.

البته در اینجا توضیح خاصی لازم است. به عنوان مثال عموماً گمان بر این است که توازن نقوش فرش ارزش یک فرش را بالا می‌برد. به عبارتی توازن یک ویژگی مثبت است. اما این نکته برای این نتیجه‌گیری که ویژگی توازن الزاماً برای یک فرش حاکی از شایستگی است کافی نیست. برای این که ما دریابیم که توازن نقوش در یک فرش امر شایسته‌ای است نیازمند قضاوتی هستیم که هیچ نوع روش برهانی مکانیکی را نمی‌توان جانشین آن ساخت. ما باید بپرسیم که، آیا توازن موجود در این فرش بجاست؟ آیا این توازن با دیگر ویژگی‌های آن فرش در تضاد و تصادم نیست؟

در این بخش توجه به یک نکته ضروری است. امور شایسته یا عموماً مثبت در دو دسته قرار می‌گیرند. این امور «الحاقی» یا «تعاملی» هستند. مثلاً امور شایسته مربوط به یک چاقوی خوب (اعم از دسته خوب، ضد زنگ بودن، تیزی و ...) الحاقی‌اند. یعنی چاقویی که دارای این ویژگی‌ها باشد بهتر از چاقویی است که این ویژگی‌ها را ندارد. اما امور شایسته‌ای که ما در خصوص هنر مد نظر داریم از نوع تعاملی هستند. یعنی صرفاً کافی نیست که آن‌ها را الحاق کنیم یا بیفزاییم و به معنای بهتر بودن اثر باشد. ما باید ببینیم که این امور شایسته چگونه در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ که این امر مستلزم قضاوت، ذوق و تشخیص است.

پس با این شرایط، همین که فرشی را دارای ویژگی‌های غالباً مثبت، شایسته و پسندیده‌ بدانیم و آن را توصیف کنیم به این معنی نیست که در نهایت درک و قضاوتی با یک ارزش هنری و زیبایی شناسانه از آن داشته باشیم. البته عکس این موضوع هم می‌تواند صادق باشد.

 

نقد هنری فرش دستباف فراتر از الگوهای کلیشه‌ای

نکته چالشی درباره فرش دستباف که در آغاز بحث هم به آن اشاره شد عنوان «هنر- صنعت» برای این پدیده تاریخ کهن ایرانیان است که در بوته نقد هنری مرز و محدوده آن از صنعت به روشنی دریافت می‌شود. همواره ادعا می‌شود که هنر را نمی‌توان به نحو مکانیکی ایجاد کرد. یعنی قواعد حاضر و آماده‌ای برای ایجاد یک اثر هنری وجود ندارد. نکته‌ای که شاید بسیاری از تولیدکنندگان، طراحان و نقاشان فرش دستباف از آن غافل هستند و بیشتر به دنبال فرمول‌ها و الگوهایی ثابت در طرح، نقش، رنگ، بافت و ... هستند تا فرشی به اصطلاح هنری تولید کنند؛ و همین کوته نظری و صنعتی دیدن فرش دستباف به این معنی که هنر- صنعت را به عنوان صنعتی و مکانیکی کردن سویه هنری فرش ترجمه می‌کنند باعث شده کیفیت و ارزش هنری فرش در ایران علیرغم تولید مناسب و بازارهای مختلفی که دارد ضعیف و کم رنگ‌تر از گذشته شود.

این مسئله تا بدان‌جا پیش رفته که در نقد و ارزشیابی هنری هم به دنبال اصول کلی و ثابتی هستیم و غالباً فرش‌های برتر و دارای ارزش و مشخصات هنری را در مواردی همچون همخوانی با الگوهایی پسندیده و شایسته، بازارها و سلیقه مصرف کننده جستجو می‌کنیم و از شایستگی‌های هنری آن غافلیم. چیزی که تولید فرش ایران را بیش از هر چیزی ماشینی و دارای تفکری ماشین زده می‌کند.

 

حاصل سخن

پیش از هرچیز امروز باید فرش دستباف را یک اثر هنری و دارای اصالت هنری بدانیم و در نقد و بررسی و ارزشیابی آن هم مطابق یک اثر هنری با آن برخورد کنیم. در غیر این صورت فرش دستباف به یک کالای تجاری که متأثر از مناسبات بازار و رفتار مصرف کننده و سبک زندگی است تغییر ماهیت می‌دهد؛ و لذا ارزشیابی آن هم بر اساس ملاک‌هایی تجاری انجام و سیاست و خط مشی تولید و توسعه آن هم بر همین منوال استوار خواهد بود و در این جریان هرچه به جلو پیش رویم سویه هنری «هنر-صنعت» فرش کم رنگ‌تر می‌شود و نهایتاً رو به نابودی می‌گذارد. پس ضروری است تا با توجه و نقد هنری فرش دستباف آن هم نه به شکلی که مقیاس‌ها و ابزار مکانیکی برای اندازه‌گیری ارزش آن تدارک ببینیم و ترویج کنیم بلکه در درجه اول ذهن تولید کننده و در درجه دوم ذهن مخاطب و مصرف کننده فرش دستباف را به سمت ارزش‌های هنری و ویژه هر فرش دستباف هدایت کنیم.

در چنین شرایطی می‌توان امیدوار بود هنر که همواره زنده و پویاست، مسیر خود را به نحو مطلوب و شایسته‌ای پیدا کند و شرایط مساعدی را اولاً در هنر و فرهنگ ایرانی و ثانیاً در بازار و تجارت آن رقم بزند.

 


منابع

ژوله، تورج. (1392). شناخت فرش برخی مبانی نظری و زیرساخت‌های فکری. تهران: یساولی.

لایس، کالین. (1388). نقد هنر از مجموعه مقالات فلسفه هنر و زیبایی شناسی، ترجمه امیر مازیار و امیر نصری، چاپ دوم. تهران: فرهنگستان هنر.

مطابقت رنگ فرش با دکوراسیون

رنگ در دکوراسیون            

 

خانه عرب نشین                                  

رنگ یک زبان جهانی است که احساسات را تحریک می کند و فرهنگ‌ها را شکل می‌دهد. رنگ یکی از ملزومات با شکوه زندگی است، خانه ای که غرق رنگ‌های مناسب باشد همیشه آرامش بخش است و بر خلاف سایر ملزومات دکوراسیون، یک بعد انسانی دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. در واقع رنگ، می‌تواند حالت‌ها را تغییر دهد، فضای خاصی را بوجود آورد و روحیه انسان را بهتر کند و جولانگاه خوبی برای خلاقیت انسان است(کابستیک و لوید، 1385، 3). هر کدام از رنگ ها دارای انرژی و قدرتی هستند که رازی را در خود جای داده‌اند. رنگ‌هایی که ما واقعاً می‌بینیم از نور ماورای بنفش تا مادون قرمز، همگی مرئی بوده یعنی پایین تر از مادون قرمز و بالاتر از ماورای بنفش نامرئی هستند. احساس و ادراک رنگ با طول موجی تعریف می‌شود که به رتینای  چشم می رسد(منجزی، 1391، 84) و انسان ها را از لحاظ زیبایی و به واسطه روان شناختی تحت تأثیر قرار داده و در روحیه انسان اثرات غیر قابل انکاری داشته است (یاوری ، 1384 ، 45 ). اغلب رنگ‌ها یا گرم تلقی می شوند یا سرد. در چرخه رنگ، رنگ ها به سهولت از نظر گرمی و سردی از هم تفکیک می شوند. قرمز، نارنجی و زرد رنگ‌های گرم و رنگ‌های سبز، آبی و بنفش رنگ‌های سرد محسوب می شوند(پوره، 1387، 20). باید موقعیت و تناسب هر رنگی در رابطه با رنگ‌های دیگر که ان را احاطه کرده اند و یا با آن توأم هستند سنجیده شود این نکته یکی از اصول مهم برای تعیین اثر و نمود هر کدام از رنگ‌هاست. مثلا رنگ سبز در کنار رنگ زرد گرم به نظر می آید ولی در کنار رنگ آبی سرد می‌نماید. (یاوری ، 1384 ، 45 ).بنابراین رنگ نقش بسیار مهم و اساسی در آثار گوناگون از جمله فرش دارد که باعث جلوه طرح و نگاره می‌شود. ضمن آنکه رنگ آمیز قالی، خود عاملی در تمایز و تشخیص قالی هر منطقه از مناطق و مراکز بافندگی قالی است(یاوری ، 1384 ، 45 ). قالی باعث می شود زیر پا لطیف و گرم باشد، همچنین عایق صدای خوبی ایجاد می کند و از کوران هوا هم جلوگیری می کند و مناطقی از کف که در وضعیت مناسبی نیستند می پوشاند و از لحاظ دیداری سطح سخت را لطیف می کند و می تواند برای متمایز کردن نواحی مختلف یک اتاق مفید باشد(گیلیت، 1388، 140و 144).

 انتخاب رنگ فرش به شرایط آب و هوا، نوع زندگی، اقتصاد، سلیقه، مکان، کاربری فرش، فرهنگ و... بستگی دارد به طور مثال "اروپائیان نسبت به رنگ روشن و حتی کم رنگی و بی رنگی اقبال نشان می دهند"(رسام عرب زاده،1388، 27) و بر خلاف اروپائیان، عربها رنگ لاکی را بسیار می پسندند و یا زمانی که اقتصاد راکد است مردم آمادگی کمتری نسبت به استفاده رنگ‌ها دارند و در عوض از رنگ‌های خنثی استفاده می کنند و زمانی که خوشبین‌تر باشند تمایل بیشتری برای انتخاب گزینه‌های جدید به همراه رنگ‌های سرزنده و شاداب دارند(قلی زاده لداری، 1391، 131).

 

 

تاثیرات روانشناسی رنگ

از نظر روان شناسی تاثیرات رنگ را می توان بسته به روحیه افراد در مطابقت با خاصیت رنگ ها در کوراسیون مشاهده نمود. رنگ زرد روشن ترین رنگ بین کلیه ته رنگها است. رنگ زرد نماد روشنی و نور است و از لحاظ سمبولیک با فهم و دانایی ارتباط دارد و نشان دانش و معرفت است. قرمز: رنگی است بسیار انعطاف پذیر و به حالات مختلفی در می آید. به شدت می درخشد و به آسانی تاریک و خاموش نمی گردد. رنگ قرمز سمبل حیات و زندگی است و بیان کننده ی هیجان و شورش استرنگ آبی: از نقطه نظر معنویت فعال به نظر می رسد . آبی معنی ایمان را می دهد و به فضای لاینتهایی و روح اشاره دارد(ایتن ،1374، 210 -216) و بر خلاف قرمز انبساط دهنده است. اتاق به رنگ آبی به نظر بزرگتر از آنچه هست می آید. قدرت دفاعی بدن را افزایش می دهد و اثر آرام کننده بر سیستم اعصاب دارد. ولی استفاده دائمی از آبی باعث خستگی و افسردگی می شود(موعودی، 1379، 59).

نارنجی: رنگی مرکب از زرد و قرمز و در حد وسط این دو رنگ است. رنگ نارنجی درخشش و تابندگی فوق‌العاده دارد و زمانی که متمایل به قرمز گردد انرژی فعالی در خود حفظ کرده است و به گفته موعودی رنگ نشاط و پایکوبی است و ضد خستگی نیز نامیده می شود. نارنجی باعث تحریک سیستم تنفس می‌گردد( همان ،58).

بنفش: رنگ مقابل زرد در دایره رنگی است و با آن تضادهای شدید ایجاد می کند. رنگ زرد نماینده هوش و دانش است و در مقابل، رنگ بنفش نمایشگر بی‌خبری، بی‌اختیاری است (ایتن ،1374، 219). اثر آرام کننده بر قلب و تصفیه کننده بر خون دارد و به طور قابل ملاحضه ای ترس را کاهش می دهد( موعودی، 1379، 60).

سبز: رنگ سبز رنگی است که در حد وسط رنگ آبی و زرد قرار گرفته است. با تغییر نسبت‌های زرد و آبی کاراکتر سبز متغیر می گردد. رنگ سبز نشان دهنده‌ی آرامش و امیدواری است و آمیزشی از دانش و ایمان است(ایتن ،1374، 219) و باعث هماهنگی جسم، روح و ذهن می گردد. فشار خون را کاهش می دهد و فشار عصبی را آرام می سازد( موعودی، 1379، 58و 59).

 

چند توصیه جهت انتخاب بهترین رنگ فرش در هماهنگی با دکوراسیون

با توجه به اهمیت رنگ و تاثیرات رنگ از نظر روان شناسی بسیاری از موارد فوق را می توان در زیبایی رنگ فرش مشاهده نمود و انها را به فرش نیز تعمیم داد.

اگر فضا را کوچک تر بخواهیم:

به کار بردن فرش‌هایی با طرح های بزرگ، استفاده از پوشش‌های متفاوت برای کف در یک فضا، استفاده از قالی و قالیچه، مخصوصاً با رنگ ها و طرح های متفاوت فضا را کوچک تر از آنچه هست نشان می‌دهد.

پوشش کف و ارتباط آن با ارتفاع فضا:

به کار بردن کف پوشی با بافت درشت یا پرز بلند، سبب می شود این پوشش در چشم بیننده نزدیک‌تر دیده شود. همین تاثیر سبب می شود تا فاصله کف تا سقف هم کمتر به نظر آید.

کف پوش تیره تر از دیوارها:

بهتر است رنگ انتخابی برای فرش، رنگی ساده، هماهنگ و تیره تر از دیوارها باشد، چرا که فضا را گرم و صمیمی، خانگی و دلچسب می نماید.

کف پوش روشن تر از دیوارها:

به کار بردن رنگ روشن برای کف سبب می شود تا کف نوارانی و درخشان بنماید. انتخاب رنگی ساده، هماهنگ و روشن تر از دیوارها به کامل شدن این حس کمک می کند.

اگر بخواهیم فضا بزرگ تر دیده شود:

انتخاب پوششی یک دست و با رنگی ساده، بدون طرح با بافتی نرم سبب می شود فضا بزرگ تر به نظر آید و این تأثیر با ادامه این پوشش به دیگر راهرو ها و اتاق ها بدون انقطاع، بیشتر می شود(www.sakhtemoon.com).

بنابراین اهمیت رنگ را نباید از نظر دور داشت، زیرا رنگ فرش به عنوان یک عامل مهم متحد کننده و تعیین کننده محدوده دید تلقی می شود. رنگ فرش باید معقولانه و با دقت و تأمل انتخاب شود.

در مورد انتخاب رنگ باید به نکات زیر توجه نمود :

*از رنگ ‌های مورد علاقه تان استفاده کنید، چون احساسات شما مهم است و نشان دهنده شخصیت شماست.

*طرح و ابعاد اتاق و رنگ وسایل به کار رفته در منزل را در نظر بگیرید.

*میزان نور و روشنایی منزل را مد نظر قرار دهید (بدوانو، 1389، 35).

*برخی از بخش های تالار، چه از طریق هوا و چه در نتیجه رفت و آمدهای زیاد، در معرض گرد و غبار و آلودگی قرار می گیرد. باید سعی شود این گرد و خاک در روی کفپوش با توجه به رنگ آن، بد نما و زننده به چشم نیاید.

*بعضی از رنگ ها می توانند این عیب را در خود پنهان کنند تا لحظه به لحظه در معرض دید قرار نگیرند. بهتر است در این قبیل جاها برای قسمت های سرو غذا و امثال آن، از طرح ها یا ترکیب های لکه لکه یا خال خال استفاده شود.

 *در قسمت هایی که رفت و آمد کم است و مشکل گرد و خاک بسیار کم یا احیاناً در حد صفر است، می‌توان از رنگ های روشن استفاده نمود.

*کفپوش محل های پر رفت و آمد باید دارای رنگ های تیره تر با بافت های مختلف و طرح‌های گوناگون باشد( زاهدی، 1389، 1).

 

 

تحولات تجارت فرش دستباف ایران در دوره قاجاریه

 

در دوران قاجاریه پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تولید فرش های نفیس ایرانی مهیا گردید. در این عصر سیاحان اروپایی توجه تاجران و مردم اروپا و آمریکا را به فرش دستباف ایران جلب نمودند. در اواسط قرن 19 م/ 13 ق تحولی در تولید فرش دستباف در جهت تامین نیاز بازار جهانی رخ داد و شرکت های خارجی به سرمایه گذاری به تولید و تجارت فرش دستباف ایران علاقه مند شدند. در پی این تحولات بود که برخی از کشورهایی که در صنعت فرش دستباف دارای مزیت بودند به فکر توسعه این صنعت افتاده و به عرصه رقابت در تجارت بین المللی آن وارد شدند. این رقابت در بازار جهانی بعد از جهانی بین الملل اول شدت یافت و همواره تولید کنندگان بزرگ فرش در تصاحب بازارهای جهان بخصوص بازار اروپا و امریکا در رقابت با یکدیگر قرار داشتند. کشورهای چین، هندوستان و ترکیه از مهم ترین رقبای ایران بودند که در سال های پایانی دوره قاجاریه توانستند سهم خود از بازار بین المللی فرش را افزایش دهند. نظر به آغاز تجارت فرش دستباف و رقابت بین المللی آن در اواسط دوره قاجاریه و تحولات مهمی که در بازار فرش دنیا در این دوران رخ داد و از انجا که تاکنون بازار بین المللی فرش در دوران مذکور به صورت تخصصی و با پردختن به جزئیات مورد بررسی قرار نگرفته است، در این مقاله سعی شد با مراجعه به اسناد دست اول بجای مانده از دوره قاجاریه با استفاده از مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، مرکز اسناد کتابخانه ملی و منابع تاریخ اقتصادی این دوران، تجارت فرش ایران در دوره قاجاریه معرفی و وضعیت تجارت این کالا در بازار بین المللی آن مورد بررسی قرار گیرد.

تاریخچه‌ رنگارنگ واژه «مینیاتور»

 

تاریخچه‌ رنگارنگ واژه «مینیاتور»

🔻برخی از واژه‌ها برای رسیدن به معنی نوین خود در زبان انگلیسی راهی پرپیچ‌وخم پیموده‌اند. این واژها راه‌شان را از زبانی دیگر با معنایی متفاوت در پیش گرفتند و سرانجام در مقصدی دیگر ماندگار شدند. برای نمونه «مینیاتور» را در نظر بگیرید. «نیا»ی لاتینی آن نه به اندازه که به رنگ مربوط است.
🔻در دوران پیش از اختراع دستگاه چاپ، همه‌چیز دستی چاپ می‌شد. فرد ماده‌ای را که به رنگ آغشته شده بود بر سطح می‌فشرد و نشانی بر آن ایجاد می‌کرد. بیشتر مردم از رنگ‌دانه‌ سیاه استفاده می‌کردند؛ اما گاهی نیز سرخ به کار می‌رفت به‌ویژه برای عنوان‌ها، واک‌های درشت سرآغاز و طرح‌های تزیینی. نام لاتینی سرخ «مینیوم (۱)» بود که از شنگرف یا سرنج تهیه می‌شد. «مینیاره (۲)» فعلی در پیوند با مینیوم بود که معنی «رنگ کردن با مینیوم» را می‌داد.
🔻در زبان ایتالیایی آغازین ارتباط مینیاره با طراحی تزیینی بسیار تنگاتنگ بود. این ارتباط ناگسستنی معنی مینیاره را گسترده کرد تا سرانجام معنی «تزیین کردن نسخ» به خود گرفت. برپایه پژوهش‌های مجله طره و با استناد به فرهنگ وبستر نام‌‌واژه‌ برآمده از این فعل «مینیاتورا (۳)» بود که به هنر تذهیب اطلاق می‌شد. هنر تذهیب نقش و نگار دادن به نسخ خطی بود بدون در نظر گرفتن این‌که چه رنگی در آن به کار رفته باشد. تذهیب‌های نسخ خطی نگارگری یا تصویرسازی هم خوانده می‌شدند. این تذهیب‌ها در قیاس با دیگر انواع نقاشی کوچک بودند. در نتیجه مینیاتورا برای هر گونه چهره‌نگاری یا نقاشی کوچک‌اندازه‌ دیگر نیز به کار می‌رفت. سرانجام مینیاتورا به هر چیز بسیار کوچک اطلاق شد. در قرن‌ شانزدهم میلادی زبان انگلیسی این واژه را به شکل «مینیاتور» به وام گرفت.

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک

🔹اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک
🔸قالی یتیمان ارمنی چگونه بافته شد؟

 

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک


🔻کشتار ارامنه از سال ۱۹۰۹ در آدانا به وسیله جنبش ترکان جوان آغاز شد و تا سال ۱۹۲۳ در نقاط مختلف ادامه یافت.  در این کشتار فقط حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر در سال ۱۹۱۵ کشته شدند.

🔻به گزارش طره دکتر یاکوپ کونتسلر و همسرش، الیزابت که در بیمارستان خود درشهر اورفا به مداوای بیماران مشغول بودند، موفق شدند هشت هزار نفر را از میان هزاران کودک و نوجوان یتیم ارمنی جمع‌آوری و در مجتمع درمانی خود نگهداری کنند. آنان پس از تعطیل کردن بیمارستان خود در سال ۱۹۲۲، انبوه یتیمان را به سوریه (لبنان کنونی) منتقل کردند و در یتیم‌خانه‌‌شان اسکان دادند. سپس کونتسلر کارگاه‌های قالی‌بافی برای‌شان دایر کرد و با کمک هووهانس تاسچیان، استاد ارمنی قالی‌باف، به بیش از هزاروچهارصد دختر ارمنی فنون بافندگی، رنگرزی و نقش‌زنی را آموزش داد.

🔻در یکی از همین کارگاه‌ها چهارصد نفر از دختران ارمنی به پاس کمک‌های بی‌دریغ دولت امریکا در حمایت از یتیم‌خانه، در نوبت‌های شبانه‌روزی اقدام به بافت قالی‌ای کردند که قرار بود پس از اتمام به ملت امریکا تقدیم شود. آنان طی ده ماه کار مستمر ۲۶۶۴۰۴۴ بار گره بر تارهای قالی زدند تا نقش‌هایی از گل و گیاه و حیوانات خیالی باغ عدن را بر پود آن بیافرینند. 

🔻قالی دست‌باف غزیر، که بعدها به قالی یتیمان ارمنی معروف شد، طی ماه‌ها کار نوبتی دختران یتیم‌خانه کونتسلر در سال‌های ۱۹۲۴ و ۱۹۲۵ بافته شد و در پایان سال ۱۹۲۵ به امریکا فرستاده شد تا به کلوین کولیج، سی‌امین رئیس جمهور امریکا، اهدا شود.

 

 

فرش‌های شرقی در فیلم‌های غربی

فرش‌های شرقی در فیلم‌های غربی

 

فرش شرقی


نشسته‌ای و کاملاً در جهان فیلم فرورفته‌ای؛ اما ناگهان در صحنه‌ای از فیلم فرشی قدیمی با نقشه‌ای کمیاب توجه‌ات را جلب می‌کند و ذهنت از داستان فیلم پر می‌کشد روی فرشِ فیلم و در خیالت داستان فرشی را می‌پروری که از روستایی دورافتاده سر از هالیوود در آورده است. بله؛ همه دوستداران فرش دست‌باف از دیدن فرش‌هایی که در فیلم‌های سینمایی به‌عنوان دکور و وسایل صحنه استفاده شده است، هیجان زده می‌شوند. در این یادداشت برخی از فیلم‌هایی را گزینش کرده‌ایم که خودمان بیشتر دوست داشته‌ایم:


هری پاتر
صحنه‌به‌صحنه فیلم جلو می‌رود و غرق در دنیای جادوی هری پاتر به همراه بهترین دوستانش، رون ویزلی و هرمیون گرنجر، در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز می‌شویم. مدرسه شبیه به دانشگاه‌های بزرگ بریتانیا مانند آکسفورد ساخته ‌شده است. هری در یک خوابگاه زندگی می‌کند که همانند خوابگاه دانشگاه آکسفورد تالاری عمومی دارد. دانش‌آموزان هر ساعت از روز می‌توانند در این تالار گرد هم ‌آیند. قالی در بیشتر صحنه‌های تالار عمومی گریفین‌دور حضور دارد. کف تالار با قالی بزرگ بیجار پوشیده شده است که نقش هرشنگ (خرچنگ) با زمینه آبی درخشان دارد. فرش آنتیک سلطان‌آباد در کنار تاپستری‌ها بر دیوار تالار آویزان است. تعداد کمی از اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها که اینک در دوران میان‌سالی به سر می‌برند از قالی‌های شرقی در اتاق‌های دانشگاه‌ها خاطره دارند. این قالی‌ها در میان یک نسل قبل‌تر از آنان نیز کمتر رایج بود. فرش آنتیک سلطان‌آباد، تاپستری‌ها و دیگر تزیینات اتاق همگی حس کتابخانه را به ما می‌دهد.

نقطه کور
محو تماشای بازی ساندرا بولاک در نقش لی آن‌توهی شده‌ایم. طراحی داخلی و باذوق در شهر ممفیس. او زنی پراستقامت و مستقل است. در یکی از صحنه‌ها فرش آنتیک اوشاک خودنمایی می‌کند. فرشی که لی آن‌توهی بر سر قیمت آن با یکی از مشتریانش قاطعانه حرف می‌زند.

 

دانتون ابی
در کاخ یورک‌شایر همراه با خانواده اشرافی کرالی و خدمتکارانشان وقایع تاریخی-اجتماعی مهم جامعه انگلستان را مرور می‌کنیم. همچنین از طراحی دکور طراحان خوش‌ذوق این مجموعه نیز لذت می‌بریم. تالار مشهور خانه با دکور گوتیک، آتشدان عظیم و سقف بی‌کرانش قلب تیول‌داری است. فرشی بسیار بزرگ در کف این اتاق وجود دارد. زمینه‌ قرمز توت‌فرنگی‌فام هوسناک این فرش با سبز چمنزار حاشیه‌ها هم‌نشین شده است. طرز و روال تاریخی جاکوبین و الیزابتن (به ترتیب عهد جیمز اول و عهد الیزابت اول) از خلال صحنه‌پردازی این نمایش جاودانه شده‌اند که در آن‌ها گرایش به فرش‌های آنتیک رنگین بافت هندوستان با طرح‌هایی به‌شدت شیوه‌گرا است. همچنین قالی‌های بزرگ ایرانی آنتیک با اسلیمی‌های درشت که به هر اتاق جلوه‌ای ویژه می‌بخشند. طراحان این مجموعه فرش جالب آبوسون را نیز برای دکور سریال دانتون ابی انتخاب کرده‌اند. فرشی که زینت خانه‌های خانواده‌های اشرافی در انگلستان در اوایل قرن بیستم بود. دیوارپوش‌های چرمی از سده هفدهم اسپانیا و فرش‌های ظریف آبوسون و پرده‌نگار‌های کلاسیک اروپایی که جملگی بازگشتی سنجیده و تدریجی در زمان را به رخ می‌کشند.

 

 

 

لبوفسکی بزرگ
فیلم برادران کوئن همه چیز دارد. از دزدی و آدم‌ربایی تا بولینگ و رقص و آواز. همه آن‌ها تصویری از زندگی سرخوشانه جف لبوفسکی است. جف لبوسفکی معروف به دود است. عده‌ای جنایتکار او را با جفری لبوفسکی میلیونر اشتباه می‌گیرند. آنان دود را به سختی کتک می‌زنند و روی قالیچه‌اش ادرار می‌کنند. این قالیچه تنها دارایی جف است. قالیچه‌ای که دیگر بخش ثابتی از اتاق شده است. او برای گرفتن غرامت نزد هم‌نام خودش می‌رود. اما او با جف برخورد بدی می‌کند. در این فیلم برداران کوئن گویا یک قالیچه منشا تمام هرج‌ومرج‌ها است.

 

 

رفوگری فرش های شما با پایین ترین هزینه

با توجه به افزایش روز افزون قیمت فرش های گوناگون اکثرا افراد تمایل دارند فرش های کهنه خود را ترمیم کنند

این کار را ما برای شما به نحوی انجام می دهیم که فرش شما با روز اول فرقی نداشته باشد

آنهم با قیمت های پایین و شگفت انگیز

تعریف کیفیت رفوع کاری ما را می توانید از مشتریان قبلی ما بپرسید

رفوگری فرش

 

خدمات قالیشویی در سراسر تهران

قالیشویی اصل تهران با امکان ارائه خدمات قالیشویی در سراسر شهر بزرگ تهران به صورت شبانه روزی و 24 ساعته در خدمت شما عزیزان می باشد . ما در روزهای تعطیل سال هم حتی به شما سرویس می دهیم آنهم با قیمت های استثنایی در کنار کیفیت شستشوی مطلوب .

 

قالیشویی

 

تلفن نمایندگی های قالیشویی اصل تهران در مناطق پنجگانه شهر :

شمال تهران : 22475637

غرب تهران : 44273827

مرکز تهران : 88216075

شرق تهران : 77900891

جنوب تهران : 66530881

تنها یک تماس برای بهره مندی از سرویس های ما کافیست .

 

تخفیف ویژه :

مجموعه ما برای عزیزانی که از طریق سایت با ما آشنا می شوند تخفیف ویژه ای در نظر دارد ؛ بدین منظور تنها کافی است در زمان تماس این موضوع را متذکر شوید تا از تخفیفات ما بهره مند شوید

وبلاگ

پیش می آید که افراد به منظور صرفه جویی در هزینه های خود و خانواده اقدام به شستن فرش های خود به روش سنتی می نمایند اما آیا این کار درست است ؟

پاسخ کاملا واضح است ، خیر !

شستشوی فرش در خانه

هنگامی که شما فرش را توسط شوینده ای مثل پودرهای مختلف می شویید همیشه مقداری از آن داخل فرش باقی می ماند حتی با شستشوهای متعدد و این به مرور زمان باعث پوسیدگی در ساختار فرش شما می گردد . ولی همین جا تمام نمی شود شما برای خشک کردن فرش را لوله می کنید و یا از یک سطح بلند آویزان می نمایید و این تابش مستقیم باعث سوختن ریشه های با ارزش فرش می شود .

هزینه یک بار قالیشویی اصلا به اندازه این خسارتی که به فرش شما وارد می شود نخواهد بود .

اگر نیاز به شستشوی فرش دارید همین حالا با قالیشویی اصل تهران تماس بگیرید


شماره تلفنهای قالیشویی اصل تهران

شمال تهران : 22475637 شرق تهران : 77900891 مرکز تهران : 88216075 غرب تهران : 44273827 جنوب تهران : 66530881

مرمت و تعویض انواع فرش

قالیشویی اصل تهران

رفوکاری و ترمیم انواع فرش

قالیشویی اصل تهران

ریشه بافی فرش دستباف و ماشینی

قالیشویی اصل تهران

آمار بازدیدکنندگان

1346032
امروز
دیروز
این هفته
هفته قبل
این ماه
ماه گذشته
همه روزها
3511
7512
16357
1263579
132667
187454
1346032

آی پی شما : 18.234.247.75
2021-01-18 11:27

درباره ما

مجموعه قالیشویی اصل تهران با داشتن سالها تجربه موفق و داشتن پشتوانه مردمی بواسطه کیفیت مطلوب کار ، توانسته است روز به روز به قله های موفقیت نزدیکتر شود . با گسترش فضای مجموعه در اختیار و افزودن به تعداد پرسنل مجرب خود امکان ارائه سرویس با کیفیت قالیشویی را در سراسر شهر بزرگ تهران محقق نموده ایم .
تلفن مرکزی : 02144273827


ما را در شبکه های اجتماعی زیر دنبال کنید :
@ghalishouietehran   @gizviiz
02144273827 تماس با ما